صفى الدين محمد طارمى

229

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

سوى او مولا و انعام كند بر او ؛ پس هرگاه افاضه كند بر او در اين حال نعمتى را ؛ استعظام مىكند نعمت او را و نمىبيند نفس خود را اهل از براى اين نعمت ؛ چرا كه شهود منعم و تجلّى عظمت او حكم مىكند به ذلّت او ، و بودن او حقيرتر از آنكه انعام كند بر او به چيزى ، نه از براى استعظام نعمت مطلقا ، بلكه از براى استعظام معطى و استحقار قابل است . و ثانى : استغراق اوست در شهود منعم از روى حبّ ؛ و حبّ اقتضا مىكند آنكه هر چيزى كه صادر مىشود از محبوب پسنديده و محبوب است ، همچنان‌كه گفته شده است كه : « و كلّ ما يفعل المحبوب محبوب . » پس هرگاه مبتلا و امتحان كند او را به شدّت ، لذيذ و شيرين مىيابد آن شدّت را از او ؛ چرا كه او فعل اوست نه از براى نفس شدّت - پس به درستى كه « شدّت » و « رخا » نزد او واحد است - بلكه از براى آنكه او از اوست . و ثالث : استغراق اوست در شهود حقّ از روى « تفريد » ، و او مقامى است كه نيست در او مگر حقّ وحده ؛ پس نمىبيند در او غير حقّ را ؛ پس مشاهده نمىكند از او نعمتى و نه شدّتى ؛ چرا كه او به سبب شهودش ذاهل است از نفس خود ؛ و از غير خود ؛ پس نمىبيند در او مگر منعم را وحده ؛ و اگر مشاهده كند چيزى ديگر را ، پس مشاهده نكرده است حقّ را وحده ؛ پس نمىباشد تفريدكننده .